تبلیغات اینترنتیclose
ناگزیر از سفرم بی سر و سامان چو باد (فاضل نظری)
پیچک ( فاضل نظری)
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ جمعه 7 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی


  گرفتار رهایی 

**


ناگزیر از سفرم بی سر و سامان چو باد
به "گرفتار رهایی" نتوان گفت آزاد

کوچ تا چند ؟!مگر می شود از خویش گریخت
"بال" تنها غم عربت به پرستوها داد

اینکه "مردم" نشناسند تو را غربت نیست
غربت آن ست که "یاران" ببرندت از یاد

عاشقی چیست؟ بجز شادی و مهر و غم و قهر؟!
نه من از قهر تو غمگین نه تو از مهرم شاد

چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ای
اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد


فاضل نظری



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار فاضل نظری-7, | بازديد : 825